الشيخ رسول جعفريان

510

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

متوكل را ، كه از كثرت گريه صورتش خيس گرديد . آنگاه خليفه دستور داد بساط شراب را برچينند . سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند . « 1 » متوكل امام را واداشت تا مانند رجال دربارش از قبيل وزيران و اميران ، نيروهاى نظامى و ديگر اطرافيان ، لباسهاى فاخر بپوشند و خود را در بهترين شكل و قيافه بيارايد و مانند ديگران در ركاب متوكل - كه سوار بر اسب حركت مىكرد - پياده راه برود . تنها كسى كه از پياده رفتن در برابر خليفه مستثنى بود ، فتح بن خاقان وزير كينه‌توز وى بود كه او نيز مانند متوكل سواره مىرفت . اين وضع ، براى امام بسيار دشوار و غير قابل تحمل بود . به دنبال همين ماجرا بود كه آن حضرت به خواندن « دعاء المظلوم على الظالم » توسل جست . « 2 » متوكل همچنين اصرار داشت تا امام در مجالس بزم او حضور داشته باشد و طبيعى است كه از اين طريق بهتر مىتوانست آن حضرت را - كه امام شيعيان و پيشواى پاك مردان بود - تحقير كرده و از ديده‌ها بيندازد و پيروان او را از دور و بر ايشان پراكنده سازد ، چنان كه متوكل خود اعتراف داشت : مقاومت امام مانع از آن گشته كه بتواند او را در بزم شراب حاضر كند . « 3 » امام در سامرا از چنان شخصيت و الا و عظمت روحى برخوردار بود كه همگان در مقابل وى فروتنى نشان مىدادند و ناخواسته در برابرش تواضع كرده و سخت محترمش مىداشتند . « 4 » متوكل در آخرين روزهاى زندگى خود تصميم گرفت آن حضرت را به شهادت برساند . ابن ارومه مىگويد : در آن روزها به سامرا رفته بودم . ديدم متوكل امام هادى عليه السّلام را به دست سعيد حاجب سپرده و مىخواهد به قتل رساند ؛ اما متوكل دو روز بعد - همانگونه كه امام پيشگويى كرده بود - شبانه مورد حملهء تركان قرار گرفت و در خانه‌اش - در حالى كه در بستر خود آرميده بود - به قتل رسيد . بدين ترتيب امام از

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 11 ؛ مرآة الجنان ، ج 2 ، ص 159 ؛ تتمة المختصر ، ص 347 ( 2 ) . مهج الدعوات ، ابن طاووس ، تهران ، ص 265 ؛ مسند الامام الهادى عليه السّلام ، صص 191 - 186 ( 3 ) . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 381 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 398